سه فيلم از سال 2010 كه بايد ديد

چند وقت پيش، از ميان فيلم هايی كه من فرصت به تماشای آنها داشتم به سه فيلم جالب و ديدنی برخوردم كه هر بار خواستم با ديدن هر كدام از آنها چند خطی بنويسم ولی يا فرصت نشد يا اينكه حس و حالش نبود اما حالا در اين فرصت آنها را در همين جا معرفی ميكنم باشد كه مورد توجه واقع شود.

In a Better World

فيلمی به كارگردانی سوزان باير و ايفای نقش مايكل پرس برانت،ترين ديرهولم،ماركوس ريگارد. محصول كشور دانمارك

فيلم برگزيده فستيوال تورنتو درسال 2010 موفق به كسب جايزه هيئت ژوری بعنوان بهترين فيلم و بهترين فيلم برگزيده تماشاگران در فستيوال بين المللی فيلم رم، برگزيده فستيوال فيلم سندنس و كانديدای بهترين فيلم به زبان خارجی برای گلدن گلوب.

 فيلم، داستان زندگي يك پزشك است، دكتر آنتون (مايكل پرس برانت) كه تا امروز چند جايزه از فستيوال های جهانی را از آن خود كرده و بعنوان يكی از با پرستيژترين بازيگران سوئدی شهرت يافته. دكتر آنتون در قصه اين فيلم، ميان خانواده اش در دانمارك و خدمت در يك كمپ پناهندگان در افريقا در رفت و آمد است. يعني درست در دو دنيای كاملا متضاد، كه خانواده را در لبه تيغ درگيريها قرار داده و از سويی يك رابطه زودگذر در زندگی دكتر آنتون، بكلی رابطه او را با خانواده‌اش بهم ريخته. روبروشدن دكتر آنتون با حوادث عجيب در كمپ پناهندگان و زندگی دردآور مردم فقير و زخمی و هراسان، او را در يك فشار عصبی قرارمیدهد، ولی او با قلب مهربان، با روحيه فداكاری و گذشت در برابرشان ايستاده. از جهتی الياس پسر نوجوان او با كريستين يك پسر نوجوان ديگر، كه همه وجودش به دليل از دست دادن مادرش در اثر بيماری پر از عقده و انتقام است در يك مدرسه دوست و همراه ميشوند و كريستين براحتی الياس ساده دل را با خود به عميق ترين و تاريك ترين نقطه زندگی خود، كه پر از دردسر و خون و حادثه است می كشاند.

 صحنه های ايستادگی و صبوری آنتون در برابر يك مرد شرور، كوتاه آمدن او در برابر بچه هايش، القای نوعی گذشت و بخشش ديدنی و تكان دهنده است، آنتون اصولا صبور و مقاوم است، او در كمپ پناهندگان با صحنه های دلخراش روبرو ميشود به همين دليل همه رويدادهای تلخ دنيای اروپايی اش به هيچ مي‌آيد. در حيطه دو خانواده بظاهر تحصيلكرده، آرام و در عين حال ضربه ديده، دو نوجوان ناگهان حوادثی می آفرينند، كه هر دو خانواده را تكان ميدهد، ولي در لابلای اين حوادث، سوزان باير،كارگردان توانای فيلم، چنان لحظات انسانی و احساسی را جای ميدهد كه تماشاگر را تحت تاثير قرار ميدهد.

اين فيلم موفق به كسب رتبه 7/7 در سايت IMDb شده است

The Next Three Days

كارگردان : پائول هگيس

بازيگران : راسل كرو،اليزابت بانكس،ليام نيسون

جان برنان ( راسل کرو ) كه يك استاد جامعه شناسی هست به همراه همسرش لارا ( الیزابت بانکس ) و فرزندش زندگی بسیار خوب و شادی دارند و خانواده ای خوشبخت به نظر می رسند تا اینکه لارا به جرم انجام قتل دستگیر می شود و در دادگاه به تحمل زندان محکوم می گردد .در حالی که جان و سایر افراد خانواده به این باور هستند که لارا بیگناه است. جان تمام تلاش و کوشش خود را می کند تا به شکلی بیگناهی او را ثابت کند اما هیچ فایده ای ندارد و لارا به زندان می افتد.اکنون تنها راه برای جان آن است که به هر شکل ممکن همسر خود را از زندان فراری دهد. او در این راه به طور اتفاقی با مردی (ليام نسون) آشنا می شود که هفت بار موفق شده از زندان فرار کند و…

جان در تمام طول مدت فیلم حتی از همسرش این سوال را نمی پرسد که آیا او واقعا قتلی انجام داده است یا خیر بنابراین یکی از امتیازات مهم فیلم سه روز آينده این است که تماشاگر را تا انتهای فیلم همراه خود ميكند . راسل کرو موفق شده به خوبی تصویر مردی که عاشق همسرش هست را به تصویر بکشد. او با بازی بسیار خوبش که در نقش جان دارد ، به تنهایی باعث شده است تا تماشاگران نگران سرنوشت همسرش باشند.

7/4 نمره كسب شده در IMDb

Hereafter

به كارگردانی كلينت ايستوود

داستان درباره سه  شخصيت متفاوت است كه به طرق مختلف با مرگ روبه‌رو مي‌شوند. جرج (مت دیمن) يك كارگر آمريكايی است كه ارتباط خاصی با دنيای مردگان دارد. ماری (سیسیل دو فرانس) در آن‌سوی دنيا يك ژورناليست فرانسوی است كه به‌واسطه تجربه‌ای تا سرحد مرگ پيش ميرود و بعد از آن زندگی اش دستخوش تغيير می شود. در لندن هم دانش‌آموزی در يك سانحه رانندگی برادر دوقلويش را از دست مي‌دهد. اين سه نفر در راه يافتن واقعيت با يكديگر برخورد ميكنند و زندگيشان دستخوش تحولی شگرف مي‌شود. ویژگی مشترک همه ی این کاراکترها درگیری ذهنی شان با موضوع مرگ است و متاسفانه هیچ راهی برای حل مشکلشان ندارند.جذابیت زندگی پس از مرگ در این است که هر کدام از شخصیتها داستانهای فرعی خود را نیز دارند. جرج بدلیل ارتباط با مردگان در زندگی خصوصی خود دچار مشکلاتی شده و دایماً تلاش می کند یک زندگی خوب و ساده تر برای خود بسازد ماری به مشکلات شخصی و خانوادگی دچار شده  و مارکوس که بدلیل مرگ برادر به شدت افسرده است و می خواهد هر طور شده با برادرش ارتباط برقرار کند.

اين فيلم هم موفق به كسب امتياز 6/7 از IMDb شده است كه البته به نظر من استحقاقش بيشتر از اين امتياز بود.

اميدوارم اگر تا به حال موفق به ديدن اين سه فيلم نشديد حتما بزودی به تماشای آنها بنشينيد. در ضمن اگر فيلمی را در اين مدت ديديد كه توجه شما را جلب كرده همين جا معرفيش كنيد.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s